
گلدسته ات
كهكشانى است
كه سياهى شهر را تكذيب مى كند
پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:
كاشى هاى ايوانت
و اين سؤال هميشه
كه چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى كوچك خلاصه كرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...

گلدسته ات
كهكشانى است
كه سياهى شهر را تكذيب مى كند
پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:
كاشى هاى ايوانت
و اين سؤال هميشه
كه چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى كوچك خلاصه كرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...
در زیر تازیانه کولاک و آذرخش
با پویه شکفتن و گفتن
تا
رام صخره ای در ناز و در نوازش باران
خاموش از برای شنفتن
شفیعی کدکنی

زکات يکي از واجبات عبادي دين اسلام و يک منبع مهم مالي در نظام جوامع اسلامي است که موجب زدودن فقر از چهره جامعه و تأمين عدالت اجتماعي مي شود. اين فريضه اگر به عنوان يک حکم مقدس و مشروع ديني، مطابق با فقه اسلامي به مرحله اجرا درآيد اکثر کمبودهاي اقتصادي و فواصل طبقاتي جامعه را برطرف خواهد کرد اما متأسفانه به نظر مي رسد با توجه به اهميت زکات در اقتصاد جوامع اسلامي و مقام و مرتبه ارزشمند آن در بودجه عمومي دولت به عنوان يک منبع مالي قدرتمند و گسترده مورد بي توجهي قرار گرفته و تا حدي به فراموشي سپرده شده است.
در اين گزارش سعي شده آثار و برکات زکات و نقش آن در استحکام روابط اجتماعي و همچنين روشهاي اشاعه فرهنگ زکات در جامعه در گفتگو با کارشناسان مورد بررسي قرار گيرد...

جاده صدایم می زند
راه مرا می خواند
بگذار بخواند
من کوله بار خویش را بسته ام.
* زهرا دلپذير
روزه يک عبادت سازنده اخلاقي و يک سيستم کنترل کننده براي عموم افراد است که به آنها مي آموزد چگونه ارضاي نيازهايشان را به تعويق بيندازند و در هنگام هيجان و احساس نياز، تفکرات خود را کنترل کنند و در نتيجه رفتاري آرام و با طمانينه داشته باشند.
اگرچه تاکنون در زمينه تأثير روزه داري بر سلامت بدن تحقيقات زيادي انجام شده، اما ارزيابي علمي نقش اين فريضه در بهسازي رواني، کمتر مورد توجه بوده است.
دکتر باقر غباري، فوق دکتراي روانشناسي از دانشگاه ويسکانس آمريکا و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران، پژوهشهاي جامعي درباره ارتباط روزه داري و بهداشت روان افراد جامعه انجام داده است.
گفتگوي ما را با ايشان بخوانيد... .
ای غریبه آشنا
من همان پرنده زیبای خوش آوازی هستم که
صبحگاهان با نوک خود بر پنجره می زنم
همراه دلسوزی هستم که تو مرا نمی شناسی
شکوفه ای که دنیای ظلمانی تو را منور می سازم
من همان اشعه طلایی کوهها بر فراز جنگل ها هستم که ذهن تو را روشن می سازم
من همان صدای طنین انداز از برج های کلیساها هستم
بارقه تفکری که به ناگاه در نیمرو.ز بر تو زده می شود
و تو را آکنده از خوشبختی بی مانند می کند
من همان عاشق اولینم
نایی پرشور بر لبانی ناپیدا که روح عشق را در تو می دمد
پیوسته با توست به هر جا که پا نهی
روزها با تو می خرامم و عمیقا نظاره گر توام
لبانم را روی قلبت می گذاری
ولی او را نمی شناسی و با او بیگانه ای
من بازوی سوم و سایه دوم تو هستم
نوری سفید در درون تو که همه جا با توام
اما قلب تو بر روی من بسته است
چشم دل بگشا
مرا بشناس !
(فرشته نگهبان سروده رالف جکوبسن شاعر نروژی)

هیچ رویدادی درجهان تصادفی نیست ؛ خواه یک سپیده دم درخشان پس از روزهای ابری باشد یا
لبخند یک کودک وقتی اندوهگینی یا حتی دیدار یک آشنای قدیمی پس از گذر سالیان درازهمان
هنگامی که به طور ناخودآگاه به او فکر می کردی!
پروفسور وین دایر نویسنده و روانشناس معروف آمریکایی در کتاب درمان با عرفان در این زمینه می نویسد:
"همه ما نت های یک سمفونی بزرگ با عنوان کمال کاینات هستیم و با انسجام و هماهنگی آن را می نوازیم ؛
اغلب ما بر این باوریم که همه وقایع بر اساس شانس , تصادف و اشتباه روی می دهد در حالی که در عالم
همه چیز بر مبنای قاعده و اصول صحیح و بدون کمترین ایرادی عمل می نماید و هر تفکر , الهام , رویداد و
کشف و شهودی بخشی از کمال کاینات به شمار می آید و به محض اینکه به همزمانی وقایع پی ببرید
در خواهید یافت که وقوع هر رویدادی بر اساس حکمتی است ."
اصطلاح هماهنگی را نخستین بار کارل یونگ روانشناس بزرگ سوییسی به کا ر برد . وی زندگی خود را
صرف کشف سرنخ ها و پیوند هایی که ارتباط دهنده وقایع گوناگون هستند نمود و هماهنگی را به عنوان
رویدادهای همزمان دو حادثه معنی دار و غیر اتفاقی توصیف کرد,وی با دلایل علمی اثبات نمود که بین
اشخاص و حوادث زندگی آنان پیوند خاصی وجود دارد که قسمت یاسرنوشت نامیده می شود و هر موجودی
دارای انگیزه و راهی مشخص است که باید آن را بشناسد و به هدفی که برای او تعیین شده نایل شود.

***
میگويند افراد افراد پربارتر، افتاده ترند؛ اولين چيزي که در استاد توجه من را جلب مي نمايد، صفا و سادگي و تواضع بيش از حد اوست. وي که براي سفر کوتاهي به وطن آمده، پيشنهاد مرا براي مصاحبه با متانت و خوشرويي مي پذيرد و اگر محدوديت وقت اجازه دهد، در برابر سؤالات پي در پي من بسيار صبور و پرحوصله است...
ادامه مطلب

*زهرا دلپذیر
باز هم بهاري ديگر از راه رسيد و من در آغاز سالي نو هنوز زير چتر مهرباني ات ايستاده ام، با دلي آکنده از اميد و دستاني خالي تر از هميشه...
و در ابتداي همه خواستن ها و نتوانستن ها، تو را مي خوانم اي خدايي که مهرباني ات نزديک است، واي غايت توانستن ها!
اي آنکه تمام رسيدن هابراي توست و تمام خواستن ها به خاطر تو !
اي که لحظه ها براي رسيدن به تو شتاب مي گيرند و ثانيه ها برای تو می تپند.
چه خوب است از اين پس گام هايم مسير سبز روشني را بپيمايد که خواسته توست.
چه خوب است آن چنان زندگي کنم که فرد ای پريشاني و پشيماني را به دنبال نداشته باشد.
بگذار کشتي طوفان زده وجودم در ساحل امن تو آرام بگيرد و قلبم از لطف و مهرباني ات سرشار شود... مرا از خويش جدا مخواه و در اين مسير تازه تنها مگذار!